یادداشت - عماد طیبی:
راهکارهایی برای حذف کنکور
چهارشنبه 22 آذر 1396, 10:51

 

سرویس علم و فناوری رویش نیوز-عماد طیبی:  اگر امروز از یک فرد و یا خانواده ایرانی بپرسید بزرگ‌ترین دغدغه ذهنی و عملی شما چیست، قطعاً کنکور یکی از گزینه‌های اصلی خواهد بود. نمی‌خواهم بنا به آنچه متداول است فقط به بیان مضرات یا آسیب‌های کنکور بپردازم و بعد هم شعاری برای حذف کنکور بدهم و میدان را قهرمانانه ترک کنم. می‌خواهم با تحلیلی از ماهیت و چرایی کنکور و بعد آسیب‌هایی که کنکور به روش فعلی ایجاد کرده است به راهکارهای عملی برای حل مسئله کنکور برسم.

برای بررسی ماهیت کنکور باید پرسید اصلاً چرا کنکور ایجاد شد، مگر با خودمان مشکل داشتیم که چنین گولمی را برای خودمان ایجاد کرده‌ایم. گولم موجودی شبه انسانی برگرفته از اسطوره‌های یهودی است که انسان آن را از آب و گل با طلسم و جادو آفریده اما بدون کنترل است و ممکن است با زور بی‌مهارش، اربابانش را از پا درآورد. کنکور یعنی گزینش یعنی آزمون، شما هنگامی آزمون ورودی برای سازمانی برگزار می‌کنید که تعداد داوطلبین برای حضور در آن سازمان بیشتر از تعداد ظرفیت شما باشد یا افراد با توانایی خاصی امکان کارآمدی در آن سازمان را داشته باشند؛ قاعدتاً ملاک‌های آزمون شما و آنچه از آن آزمون به عمل می‌آورید چیزهایی خواهد بود که داوطلبینی که بیشتر دارا باشند در ساختار شما کاراتر و مؤثرتر در راستای اهداف شما خواهند بود؛ بنابراین گزینش و آزمون برای هر سازمانی لازم است اما ملاک‌ها و روش آن می‌تواند متفاوت باشد.

می‌دانیم بعد از ایجاد دانشگاه‌های امروزی ابتدا هر کدام جداگانه آزمون می‌گرفتند، برای عدم هدررفت منابع و عدالت، آزمون‌های دانشگاه‌ها یکپارچه و سراسری شد و ملاک‌ها و ساختار یکسانی در نظر گرفته شد و کنکور به روش امروزی به وجود آمد. روش آزمون تستی یا چندگزینه‌ای بدین جهت در نظر گرفته شد که روشی بدون شبهه و دور از سلیقه‌ای نمره دادن‌های تشریحی است. نمره منفی هم ‌جهت عدالت آموزشی در نظر گرفته شد تا فردی با شانسی زدن گزینه‌ها نتواند نمره کسب کند. برای عدم هدررفت منابع و مجدداً عدالت و عدم امکان تقلب، یک آزمون سالیانه در مدت‌زمان محدود و هماهنگ و هم‌زمان در نظر گرفته شد.

ظاهراً طبق این روال ایجاد کنکور بلااشکال به نظر می‌رسد اما اینکه چرا کنکور به وضعیت بد فعلی و شاید ده سال قبل خیلی بدتر دچار شد عوامل مختلفی دارد از جمله اینکه با گسترش نهضت سوادآموزی و فارغ‌التحصیلان مقطع دیپلم تعداد داوطلبین ورودی دانشگاه‌ها به شدت افزایش پیدا کرد؛ کسانی که کنکور قبول می‌شدند از یک طرف از گولم وحشتناک دیگر به نام سربازی فرار می‌کردند و از طرف دیگر آینده روشنی یعنی شغل و جایگاه اجتماعی را پیش رو می‌دیدند؛ یعنی کنکور مرز واقعی بین مرگ و زندگی یا موفقیت و عدم موفقیت بود. با افزایش روز به روز تعداد دانشگاه‌های مختلفی مثل آزاد و پیام نور مقدار زیادی از این ترس کنکور کاسته شد، درست است که دیگر عدم قبولی در کنکور معنایی نداشت اما هنوز ترس و هیمنه کنکور پابرجا بود و هست.

با وجود تعدد دانشگاه‌ها، ترس از کنکور و اضطراب ناشی از عدم قبولی در فلان دانشگاه یا رشته هنوز پابرجاست. خب باز هم کسی در اینجا منکر این نیست که به هر حال بنا به ملاک‌ها افراد باید در دانشگاه‌ها گزینش شوند. یکپارچه‌سازی و هم‌سطح سازی دانشگاه‌ها مثل مدارس دولتی آموزش و پرورش نه ممکن است و نه کار درستی است؛ اما باز مشکل از کجاست؟! حداقل فکر نکنم کسی آن‌چنان سال‌های منتهی به کنکور را سال‌های شیرین زندگی خود تلقی کند! یکی از اساسی‌ترین مشکلات اضطراب ناشی از کنکور است. در روانشناسی یک حدی برای استرس قائل می‌شوند و گفته می‌شود استرس یک حد نرمال دارد اگر کمتر از آن حد به انسان استرس وارد شد انسان دچار خمودی و بی‌خیالی می‌شود و اگر از یک حدی بیشتر شود انسان دچار اضطراب یا ترس و وسواس می‌شود. همه مطمئنیم استرس کنکور از حد نرمال خیلی بیشتر است، تنبل‌ترین دانش آموزان هم موقع کنکور که می‌رسد احتمالاً یک تکانی به خودشان می‌دهند. اگر از دید کلان نظام آموزشی نگاه کنید چه چیزی بهتر از کنکور که باعث بشود دانش آموزان حداقل یک درسی بخوانند!

اما مسئله در اینجا تمام نیست. اضطراب ناشی از کنکور اولاً عملکرد تحصیلی دانش آموزان را پایین می‌آورد و ثانیاً کنکور آن عملکرد تحصیلی و اهدافی که مدنظر نظام آموزشی هست را نه تنها تأمین نمی‌کند بلکه مانع هم می‌شود، معلمین به جای پرداختن به نکات اصلی و موردنیاز محتواهای درسی به روش‌های تست‌زنی یا نحوه دورزدن سؤالات و دستیابی به پاسخ‌های بدون حل کامل مسئله می‌پردازند. یک آسیبی که خیلی‌ها در مورد کنکور به آن می‌پردازند مؤسسات کنکوری است. می‌خواهم ادعا کنم این مشکل با وجود بزرگی آن، مشکل اصلی نیست و یک امر تبعی است که به خاطر روش ناصحیح کنکور به وجود آمده است و با ایجاد روش صحیح می‌تواند از بین برود.

شما فرض کنید همین مؤسسات آموزشی با وجود گردش‌های مالی زیاد اما در توسعه آموزشی و تحقیقاتی واقعی و درست حرکت می‌کردند، آیا ما هنوز بر انتقاد خود به این شکل قائل بودیم؟! مشکل اساسی با مؤسسات کنکوری همان خارج کردن آموزش و پرورش از مسیر صحیح خود است اما این مشکل از این مؤسسات نیست آن‌ها به تناسب ساختار کنکور عمل می‌کنند و تا زمانی که کنکور به همین شکل باشد امکان ندارد آن‌ها هم به روشی غیر این عمل کنند. آن‌ها تسهیل گران موفقیت و قبولی در دانشگاه‌های بهتر تلقی می‌شوند و از هر استعداد و روشی هم برای این امر استفاده می‌کنند و اتفاقاً دست به خلاقیت‌های عجیب و ایجاد روش‌های جدیدی می‌زنند که خودش قابل‌بررسی علمی است که کنکور در ایران باعث ایجاد چه خلاقیت‌هایی در عرصه اقتصاد آموزش شده است! اگر همین استعدادها و هزینه‌ها در عرصه تحقیقات و آموزش واقعی صورت می‌گرفت باعث چه پیشرفت‌هایی در توسعه کشور می‌شد.

می‌شود خیلی زیادتر موشکافی کرد و از دل همین مسائل آسیب‌شناسی‌های عمیق و وسیع‌تری در مورد کنکور انجام داد اما فکر می‌کنم با همین بیان ساده و آسیب‌هایی که از دل خود کنکور ایجاد شد می‌توانیم راهکارهای ساده‌ای و حداقل مسیری برای حل مسئله کنکور بیان کنیم.
نکته اول این باشد که کنکور به معنای آزمون و گزینش اصلاً منطقاً قابل حذف نیست، وقتی شما هزار نفر معدل 20 در فلان رشته دارید چگونه می‌خواهید همه را برای فلان رشته دانشگاهی که فقط 25 نفر ظرفیت دارد پذیرش کنید. پس حذف گزینش ممکن نیست بلکه بحث بر سر تغییر ملاک یا تغییر روش است. پس بزارید روش‌های برگزاری آزمون را بررسی کنیم تا به راهکار جایگزین برسیم. دو روش گزینش می‌توان در نظر گرفت. یکی مقطعی و دیگری فرآیندی. کنکور به تنهایی روش مقطعی است یعنی در یک مقطع زمانی کوتاه عمدتاً 4 ساعته کل گزینش صورت می‌گیرد. فرآیندی یعنی مسیر طولانی‌تری برای گزینش طی شود و امکان جبران وجود داشته باشد.

راهکاری که طبق مصوبه مجلس، سازمان سنجش در نظر گرفت بحث گزینش از طریق هم آزمون مقطعی کنکور و هم معدل سال‌های منتهی به کنکور است و فرض بر این بود که با کم کردن درصد تأثیرگذاری آزمون کنکور، فرآیند گزینش کاملاً بر اساس معدل سال‌های تحصیلی مقطع متوسطه دوم بنا شود اما این طرح به نظر حقیر اشکالات جدی دارد؛ یکی اینکه برای رعایت عدالت آموزشی شما مجبور هستید تمامی آزمون‌های دروس مختلف سه سال متوسطه دوم را به صورت هماهنگ برگزار کنید، در واقع به‌جای یک کنکور مجبور هستید حداقل 20 امتحان سراسری برای دروس مختلف برگزار کنید و در این صورت هرکدام اضطراب خود را خواهد داشت که آنچنان کمتر از خود کنکور نخواهد بود؛ جدا از منابع مالی زیاد لازم برای تحقق این امر، ایجاد عدالت آموزشی در همه آزمون‌ها به راحتی ممکن نیست و بدتر از آن یک همسان‌سازی جدی در آموزش و پرورش ایجاد خواهد شد که جای هرگونه خلاقیت فردی دانش آموزان را خواهد گرفت.

مشکل دیگر این طرح همان است که اشاره کردیم، تعداد افراد دارای معدل 20 این امتحانات در کشور چه تعداد خواهند بود؟! یا مجبور خواهید شد آزمون‌های نهایی سال‌های متوسطه را سخت‌تر کنید مثل خود کنکور سراسری تا درصدها برابر نشوند یا اگر بر روال فعلی عمل کنید فرض کنید دانش‌آموزی فقط یک سؤال در یکی از امتحانات را اشتباه پاسخ دهد و جزو معدلین 20 قرار نگیرد امید او برای همیشه برای قبولی در فلان دانشگاه از دست خواهد رفت، تبعات روانی و اضطراب ناشی از آن مشخص است که چقدر زیاد خواهد بود.

تا اینجای کار را خیلی‌ها آمده‌اند و تصور کرده‌اند دیگر راهکاری وجود ندارد، توقفی که چندین سال است در روال سازمان سنجش به وجود آمده است نه راه پس دارند نه پیش! نه می‌توانند به روال مطلق کنکور سالیان گذشته برگردند و نه کل فرآیند گزینش را بر اسا معدل امتحانات نهایی قرار دهند. البته معدل به تنهایی را ملاک دانشگاه‌ها و رشته‌هایی که عملاً درخواست زیادی برای ورود به آن‌ها وجود ندارد و به اصطلاحاً صندلی‌های خالی دارند، قرار داده‌اند اما اگر قرار هم نمی‌دادند شاید باز فرقی نمی‌کرد چرا که اگر فرد درصد کمی هم از سؤالات خود کنکور سراسری پاسخ می‌داد در این دانشگاه‌ها قبول می‌شد! اما راهکارهای دیگری هم وجود دارد، ما در این راه تنها نیستیم، احتمالاً کشورهای دیگر هم نظام آموزشی دارند! و آن‌ها هم روش و ساختاری برای گزینش دانشگاه‌های خود اتخاذ کرده‌اند. در راهکارهای تحول در کنکور منتظر راهکارهای ساده و بدون تلاطم نباشیم. اگر راهکارها به این سادگی بود تا حالا همه عمل می‌کردند. قطعاً راهکارها کمی پیچیده و عجیب به نظر می‌رسند. چرا که انتهای آموزش و پرورش ما کنکور است و تحول در کنکور یعنی تحول در آموزش و پرورش و تحول در آموزش و پرورشی که نزدیک 80 سال است تغییری نکرده قطعاً عجیب خواهد بود.

یکی از راهکارها که مقطعی است و مربوط می‌شود به کاهش اضطراب و امید به جبران در کوتاه‌مدت و تبعا بهبود وضعیت آموزشی؛ برگزاری دو بار کنکور سراسری در سال است که در برخی کشورها مثل سوریه این اتفاق می‌افتد. اصلاً ساختار دانشگاه‌های ما ترمی واحدی است و هر نیمسال دروس متفاوت ارائه می‌گردد، بنابراین از جهت ساختاری این کار ممکن است. مزیت این راهکار بحث امید به جبران و کاهش اضطراب است. وقتی داوطلبی در کنکور شرکت می‌کند و احساس می‌کند توانایی بیشتری داشته و بنا به هر دلیلی نتوانسته آزمون جدی شرکت کند به جای یک‌سال صبر کردن و به قول معروف از دست دادن عمر، می‌تواند صرفاً 4 تا 6 ماه دیگر مجدداً تلاش ‌کند تا بتواند دانشگاه موردنظر خود پذیرش شود.

این تلاش مستمر باعث بهبود کیفیت آموزشی دانش آموزان هم می‌شود. اشکال ابتدایی این کار عدم هماهنگی پذیرش دانشگاه‌ها برای جذب ترمی، دانشجو است که شاید باعث شود دو کنکور، به صورت اصلی و فرعی شود؛ یعنی در کنکور مثلاً تیرماه دانشگاه‌های زیادی پذیرش در آن نیمسال داشته باشند اما در کنکور مثلاً آذرماه تعداد کمتری. بحث تکمیل ظرفیت یا پذیرش‌های نیمسال دوم برخی دانشگاه‌ها هم می‌تواند در پذیرش کنکور دوم قرار گیرد و احتمالاً به مرور زمان شاید این امر متوازن شود و اگر نشود هم باز مشکل اساسی نیست.
اما راهکار قبلی راهکاری نیست که مشکلات اساسی روش کنکور را حل کند، کنکور همان ماهیت قبلی را خواهد داشت اما فقط اضطراب در برخورد با آن کاهش می‌یابد. راهکار بنیادی دیگر که اجرای آن شاید کمی پیچیده به نظر برسد اما حداقل آینده روشنی برای نظام آموزشی خواهد داشت و در کشورهای دیگر البته در کنکور مقاطع مختلف تحصیلی در نظر گرفته می‌شود، بحث امتیاز پژوهش‌های دانش‌آموزی است. نظام آموزشی فعلی ما درس محور است چه راهکار آزمون‌های متعدد نهایی و چه کنکور مقطعی مسئله آن را حل نخواهد کرد؛ کنکور به خاطر خود نظام آموزشی فعلی به وجود آمده است، اگر می‌خواهیم کنکور از حالت فعلی خارج شود باید کلاً قواعد دیگر برای گزینش اضافه یا جایگزین کنیم مگر نه با تغییر از روش تستی به تشریحی و از کنکور مقطعی به آزمون‌های متعدد تحصیلی مشکل ما اساساً حل نخواهد شد و حتی شاید مشکلات جدید دیگری ایجاد کند.

اما این راهکار یعنی در نظر گرفتن ملاک‌های جدیدی برای گزینش کمی مشابه وضعیت کنکور دکترای فعلی خواهد بود اما سطح آن متفاوت است. راهکار اضافه کردن امتیاز پژوهش‌های دانش‌آموزی در ملاک‌های گزینش به این معنا است که شما برای تولیدات فکری و عملی دانش آموزان در جشنواره‌های علمی معتبر به تناسب امتیاز قائل ‌شوید. این راهکار با ساختار فعلی یعنی اینکه نفرات اول المپیاد بدون کنکور وارد دانشگاه بشوند متفاوت است بلکه بدین شکل است که جداول امتیازی برای پذیرش در دانشگاه شکل می‌گیرد که بخشی از آن امتیازهای پژوهشی خواهد بود. فرض کنید جدول فعلی که 35 درصد معدل و 65 درصد کنکور است، ابتدا به صورت 35 درصد معدل، 15 درصد امتیازهای پژوهشی و 50 درصد کنکور در بیاید و کم کم امتیاز پژوهش افزایش پیدا کند. شاید خواننده محترم این راهکار را ایده آل، عجیب یا پر دردسر و یا دور از عدالت آموزشی ببیند؛ اما نویسنده برای اتخاذ این راهکار مبانی در ذهن دارد.

مدل‌های قدیمی یادگیری مثل نظریه بلوم بر این اعتقاد بود که انتهای آموزش، ارزیابی است اما مدل اندرسون معتقد است انتهای آموزش یعنی تولید. وقتی شما می‌توانید مطمئن باشید که فردی قوانین مکانیک را درست یاد گرفته است که بتواند بر اساس آن‌ها چیزی تولید کند. وقتی شما فیلسوف می‌شوید که بتوانید اندیشه‌ای تولید و ارائه کنید نه اینکه اندیشه‌های دیگران را مرور و بازگو کنید. امتیاز پژوهش‌های دانش‌آموزی یعنی اتخاذ این موضع که ملاک گزینش و ارزیابی آموزشی، تولیدات فکری و عملی است و فردی کاراتر است که تولیدات بیشتری داشته باشد. تولید پژوهش‌های دانش‌آموزی نه اضطراب‌آور است و نه مقطعی. حضور همان مؤسسات کنکوری در این عرصه احتمالاً بتواند باعث رشد پژوهشی بشود و می‌توان از تهدیدهایی مثل کنکور به معنای گزینش دانشگاه‌ها به عنوان فرصت برای رشد پژوهشی استفاده کرد.

بستر امتیازهای پژوهشی همین الان هم در آموزش و پرورش در قالب جشنواره‌های جابربن حیان، نوجوان خوارزمی و جوان خوارزمی بخصوص دو بخش مقاله و سازه موجود است و ساختار داوری علمی آن هم طراحی شده است که البته نیاز به بازنگری هم دارد. یکی از عللی که دانش آموزان زیاد به این جشنواره‌های پژوهشی تمایلی ندارند این است که نه جایزه مناسبی دارند نه به نظر می‌رسد تأثیر جدی برای سوابق آن در نظر گرفته شده باشد؛ اگر به جای صرفاً نفرات اول کشور برای نفرات برتر استانی به تناسب امتیازهایی در نظر گرفته شود که در پذیرش دانشگاه مؤثر باشد می‌توانید حجم تولیدات دانش‌آموزی را متصور شوید که خارج از همسان‌سازی طرح فعلی، فضا را برای خلاقیت‌های دانش‌آموزی و پژوهش محور کردن نظام آموزشی محیا می‌کند و معلمین را هم به سمت به روز رسانی علمی و پژوهشی شدن سوق خواهد داد.

شاید در نقادی این راهکار گفته شود که مشکل عدم عدالت در داوری جشنواره‌ها به وجود خواهد آمد، در پاسخ اینکه در اتخاذ ملاک‌های جدید گزینش آن اطلاق تست‌های کنکور وجود نخواهد داشت اما این‌قدر بستر وسیع خواهد شد که برای هر کسی امکان تولید علمی طی سالیان متمادی وجود خواهد داشت و اینکه اصلاً مشکل کنکور فعلی همین محدودیت آموزشی آن است ما باید در گزینش حد تعادل را رعایت کنیم نه آن‌قدر بستر بسته باشد که کنکور فعلی شکل بگیرد نه آن‌قدر بی در و پیکر که قابلیت مقایسه و ارزیابی دقیق وجود نداشته باشد. به هر حال با نگاهی که به تحول در آموزش و پرورش دارم، راهکار پژوهش محوری را با وجود تمام پیچیدگی‌هایی که شاید در بر داشته باشد نسبت به کنکورمحوری یا معدل محوری ارجح می‌دانم. ضمن اینکه معتقدم در اجرای هر طرحی ابتدا باید از ابعاد کوچک شروع کرد و پس از اصلاحات لازم آن را گسترش داد یعنی همان‌طور که درصد ملاک معدل امتحانات نهایی کم‌کم در کنکور افزایش پیدا کرد باید ملاک امتیازهای پژوهشی به مرور و با اصلاحات کم‌کم افزایش پیدا کند. امیدوارم حداقل در این نوشتار اذهان خوانندگان گرامی را به راهکارهای متفاوت دیگر و بررسی مبنایی ماهیت کنکور معطوف کرده باشم و باعث شود احتمالاً راهکارهای بهتری توسط خوانندگان ارائه شود.

 

 

 

 

نظرات

- اصغر
نحوه ی برقراری عدالت در ایده ی پژوهش دانش آموزی چطوری است؟ آیا این پیشنهاد نویسنده همان ایراد عدم عدالت کافی در امتحان تشریحی را ندارد؟ ارزیابی پژوهش ها سلیقه ای نمی شود؟
1397-11-13 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.