یادداشت - عبدالله شهبازی: حوادث دیروز تجربه «نظام‌سازی» است. یادمان باشد که جامعه ایران با جمهوری اسلامی اولین تجربه نظم سیاسی جدید به معنای امروزین را آغاز کرده است. این تجربه باید مدام غنی و به‌روز شود. کار یک روز و دو روز نیست. وقتی بتوانیم خودمان را ایمن کنیم از مفسدین و خرابکارانی که در کسوت و همرنگ خودمان و در خفا هستند، وقتی بتوانیم سازوکارهای تأمین رضایت نسبی مردم را تعبیه کنیم، وقتی بتوانیم معیشت مردم را به سطح مطلوبی برسانیم و سیستم تأمین اجتماعی را به استانداردهای مقبول ارتقا‌ دهیم، وقتی بتوانیم برای بیان نارضایتی مردم سازوکارهای معقول تعبیه کنیم، ‌وقتی اصلاحات دائم در ساختار سیاسی و اقتصادی را الزامی بدانیم، وقتی سیاست‌گذاری توسعه‌مان مبتنی بر واقعیت‌های بومی و بدور از تأثیر و القائات کانون‌های شیاد و سوداگر جهانی و دلالان داخلی آنان باشد، و غیره و غیره، نباید از آشوب‌های احتمالی نگران باشیم. شورش‌های شهری جزء لاینفک همه جوامع دارای جمعیت انبوه و متراکم شهری است. پدیده عجیبی نیست.

باید این را هم عمیقاً درک کنیم که فیلترینگ چاره کار نیست و فضای مجازی، که از آن گریزی نیست، با تحمل و حوصله بتدریج عادی می‌شود. تلگرام هم عادی می‌شود و تبلیغات سیاسی مخرب از اینطریق پس از مدتی از رونق می‌افتد و خریداری نخواهد داشت. مگر در سایر نقاط جهان با شایعه‌سازی و توهین به مقامات و شخصیت‌ها اتفاق خاصی افتاده که در ایران نیز رخ دهد؟ به جای برخوردهای واکنشی عجولانه و دارای تأثیر موقت به آینده و ارتقاء فرهنگ سیاسی جامعه بیندیشیم.

موج آشوب‌های کنونی قطعاً‌ جمع خواهد شد. این موج گستره مردمی قابل توجه ندارد. «شورش گرسنگان» نیست بلکه ماجراجویی جوانان، بیشتر متولدین دهه ۱۳۷۰، پررنگ‌تر جلوه می‌کند. در استان بوشهر شش هزار مغازه‌دار و یکهزار لنج‌دار اعتصاب صنفی‌شان را، که از هفته پیش آغاز شده بود، امروز متوقف کردند تا مورد بهره‌برداری قرار نگیرد.

‌شاهد وضعی مشابه با شروع آشوب‌های داخلی مثلاً سوریه یا اوکرائین نیستیم مگر اینکه پروژه‌های سنگین مکمل و طراحی‌شده به سرعت اجرا شود مانند فعال شدن تیم‌های اوباش و خرابکار ‌و تک‌تیراندازهای حرفه‌ای؛ شبیه به ماجرای یورومیدان اوکرائین که تک‌تیراندازهای ناشناس از راه دور طرفین را می‌کشتند و معلوم نبود کار کیست. احتمال بالفعل شدن اینگونه طرح‌ها را باید اکیداً مورد توجه قرار داد و نیز توجه کرد که پرووکاتورها و خرابکاران می‌توانند در درون ما نیز باشند.

آیا درسی از حوادث اخیر گرفته می‌شود و تغییری ایجاد خواهد شد یا بوروکراسی حجیم و لَخت و ناکارآمد، پس از برخی نمایش‌های تبلیغاتی، به روال سابق خود ادامه خواهد داد؟  

از مدت‌‌ها پیش تکرار می‌کردم که به دلایل عدیده، که پیشتر درباره آن توضیح داده‌ام، بستر اجتماعی مهیا است و به انحاء مختلف، از درون و بیرون نظام، مرتب جرقه می‌زنند شاید بگیرد. ولی ماجرای اخیر جرقه ساده نبود، با سازمان‌دهی دقیق و کاملاً حرفه‌ای آغاز شد.

کانال‌های تلگرامی فعال در این آشوب کارکرد پروپاگاندا و تهییج را به عهده دارند و در عین حال «ویترین» نیز هستند ولی کارگردانان و بازیگران اصلی نیستند. ‌باید شبکه‌‌های قدرتمندی در داخل ایران شناخته ‌شوند که اتفاقاً در گسترش فساد مالی و ایجاد وضع نابسامان اقتصادی کنونی نیز بیشترین نقش را داشته‌اند؛ در پناه تنازعات جناحی و با دامن زدن به آن خود را استتار کرده‌اند، ثروت‌های عظیم برده‌اند و ‌‌اختلاس‌های کلان مانند ماجرای محمودرضا خاوری را سازمان‌دهی کرده‌اند.

جمهوری اسلامی ایران قدرتمند و باثبات است و به این دلیل ‌شناخت فوق بیش از هر زمان دیگر حیاتی است. به همین دلیل در قبال موانعی که مانع تحقق این شناخت می‌شود نباید تعلل و مماشات کرد. نباید مانند گذشته پس از آرام شدن اوضاع روال تکراری پیشین را از سر گرفت. نباید اجازه داد این شناخت را مانند گذشته به بیراهه برند و با فروکاستن آن به دلقک‌هایی از جنس «هخا» و «فرود فولادوند»، و نمایش تلویزیونی اعترافات چند جوان آشوب‌گر، پرونده را مختومه کنند.

افزودن نظر

captcha
  • پربیننده‌ترین
  • مطلب دیگری نیست