این را هم عرض بکنیم؛ بعضی‌‌ها در فضای فتنه، این جمله‌‌ی (کن فی الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب: در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش; نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند) را بد میفهمند و خیال میکنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که: «بکش کنار». این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.

به گزارش رویش نیوز به نقل از رجانیوز: یکی از ابتلائات جامعه اسلامی مسئله فتنه است. اینکه فتنه چرا و چگونه در یک جامعه پدید می آید یک بحث است؛ اما تکلیف و وظیفه انسان مومن و معتقد به راه متقن اهل بیت(ع) چیست و چگونه می تواند از فتنه ها جان سالمی به در ببرد؛ ایمان و عقیده خود را حفظ نماید و به تکالیف و وظایفش عمل نماید؛ این موضوعات مباحثی است که حتما باید بدان پرداخته شود. در نهج البلاغه و در کلام امیرالمومنین(ع) به وفور نسخه های ارزشمندی در باب فتنه یافت می شود که تیمنا به نمی از یم با برکت این کلام نورانی رجوع  می کنیم.

امیرالمومنین(ع):

إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ يُنْكَرْنَ مُقْبِلَاتٍ وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً أَلَا وَ إِنَّ أَخْوَفَ الْفِتَنِ عِنْدِي عَلَيْكُمْ فِتْنَةُ بَنِي أُمَيَّةَ فَإِنَّهَا فِتْنَةٌ عَمْيَاءُ مُظْلِمَةٌ عَمَّتْ خُطَّتُهَا وَ خَصَّتْ بَلِيَّتُهَا وَ أَصَابَ الْبَلَاءُ مَنْ أَبْصَرَ فِيهَا وَ أَخْطَأَ الْبَلَاءُ مَنْ عَمِيَ عَنْهَا (بخشی ازخطبه 93)

ترجمه:

 فتنه‏ها به وقتى كه روى آرند عامل اشتباه شوند، و چون از ميان بروند حقيقت آن بر همه معلوم گردد. فتنه‏ها به وقت آمدن ناشناس‏اند، و هنگام رفتن شناخته مى‏شوند. فتنه‏ها همچون باد در گردشند، به شهرى اصابت مى‏كنند و از شهرى مى‏گذرند. بدانيد كه ترسناكترين فتنه‏ها به نظر من در زندگى شما فتنه بنى اميّه است، زيرا فتنه‏اى است كور و تاريك و فراگير، و بلايش مخصوص مردم با ايمان است، آن كه در آن فتنه‏ها بصير و داناست بلا دامنگيرش مى‏گردد، و هر كه كور دل و نابيناست بلا از او دور مى‏ماند.

در این بیان ارزشمند «فتنه» دارای ویژگی هایی است:

الف) آغازی ناآشنا و پایانی روشن:

امیرالمومنین(ع) در عبارت ( إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ يُنْكَرْنَ مُقْبِلَاتٍ وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ) تاکید می نماید که وقتی فتنه ای می آید امور مشتبه می شود و مردم را دچار شبهه می کند.

شبهه از آن جهت شبهه گفته می شود که شبیه حق است و این موضوع حق و باطل و تشخیص آن را برای مردم مشتبه می سازد. امیرالمومنین(ع) در خطبه 38 نهج البلاغه می فرمایند:

و انما سمیت الشبهة شبهة لانها تشبه الحق : یعنی شبهه را از آن جهت شبهه نامیده اند که شبیه به حق است.

لذا فتنه وقتی می آید شبهه ایجاد می کند و فضایی غبار آلود به همراه خود می آورد که تشخیص حق و باطل را دشوار می سازد اما وقتی رخت بر می بندد و می رود حقیقت آن معلوم می شود و ایجاد تنبه می کند. همانطور که امیرالمومنین(ع) می فرمایند:  و اذا ادبرت نبهت : فتنه وقتی پشت می کند ایجاد تنبه می کند.

 

ب) سایه ی فتنه

امیرالمومنین(ع) در فراز دیگری از خطبه مذکور می فرمایند: يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً یعنی : فتنه ها همچون باد در گردشند، به شهرى اصابت مى كنند و از شهرى مى گذرند.

سایه فتنه موجود است اما بنا به شرایط و اقتضائات و مشیت الهی در شهری وارد می شود و از شهر دیگری عبور می کند.مهم بصیرت و آمادگی برای مواجهه با آن است.

ایشان در ادامه پس از انذار مردم از فتنه بنی امیه از ویژگی مهم دیگری پرده بر می دارند:

 

ج) آگاهان و مبارزانِ فتنه در معرض تهدید اند:

وَ أَصَابَ الْبَلَاءُ مَنْ أَبْصَرَ فِيهَا وَ أَخْطَأَ الْبَلَاءُ مَنْ عَمِيَ عَنْهَا  : آن كه در آن فتنه‏ها بصير و داناست بلا دامنگيرش مى‏گردد، و هر كه كور دل و نابيناست بلا از او دور مى‏ماند.

در فتنه کسانی که از فتنه آگاهی و شناخت دارند و علیه آن کار می کنند ، نگرانی و سختی دامنگیرشان می شود اما آنان که در غفلتند و متوجه فتنه نیستند تهدید و سختی برایشان نیست.

اتفاقا ایشان در خطبه 151 نهج البلاغه هم فرموده اند:

مَنْ أَشْرَفَ لَهَا قَصَمَتْهُ وَ مَنْ سَعَى فِيهَا حَطَمَتْهُ، يَتَكَادَمُونَ فِيهَا تَكَادُمَ الْحُمُرِ فِي الْعَانَةِ قَدِ اضْطَرَبَ مَعْقُودُ الْحَبْلِ وَ عَمِيَ وَجْهُ الْأَمْرِ.

آن کس که به مقابله باآن بر خيزد پشتش را مى شکند و کسى که براى فرونشاندنش تلاش کند او را در هم مى کوبد و فتنه جويان در اين ميان همچون گورخران وحشى اند که يکديگر را گاز مى گيرند.

 

د) آغاز کننده آتش فتنه، خود خواهد سوخت

در تعبیری از امام علی (ع) آمده است : مَن شَبَّ نارَ الفِتنَةِ  ، كانَ وَقودا لها : هر كس آتش فتنه را برافروزد، خود آتشگيره آن شود (غررالحکم، 9163).لذا بر این اساس نه تنها آغاز کننده فتنه پایان دهنده آن نیست بلکه خود، هیزم آن خواهد بود و در آن خواهد سوخت.

 

ه) فتنه؛ لرزاننده دلهای استوار و وحدت کلمه

امیرالمومنین(ع) در خطبه 151 نهج البلاغه می فرمایند:

ثُمَّ يَأْتِي بَعْدَ ذَلِكَ طَالِعُ الْفِتْنَةِ الرَّجُوفِ وَ الْقَاصِمَةِ الزَّحُوفِ، فَتَزِيغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقَامَةٍ وَ تَضِلُّ رِجَالٌ بَعْدَ سَلَامَةٍ وَ تَخْتَلِفُ الْأَهْوَاءُ عِنْدَ هُجُومِهَا وَ تَلْتَبِسُ الْآرَاءُ عِنْدَ نُجُومِهَا.

سپس فتنه اى اضطراب آور، در هم شکننده و نابودکننده آغاز خواهد شد; در آن هنگام قلب ها پس از استوارى مى لغزد و گروهى از شخصيت ها پس از سلامت فکر و انديشه گمراه مى شوند، آرا به هنگام هجوم اين فتنه، پراکنده و مختلف مى گردد، و عقايد با آشکار شدن آن به خطا و اشتباه آلوده مى شود.

 

و) فتنه؛ نرم و خزنده است:

امیرالمومنین(ع) در تعبیری در خصوص فتنه می فرمایند:

تبدء فی مدارج خفیة یعنی فتنه ها به صورت پنهانی ظاهر می شوند . فتنه ممکن است از اشخاص و یا چیزها و شرایطی پدید آید که ابتدا کسی متوجه آن نشود اما از همان مورد مخفی فتنه ای پدید آید.

همه این ها تنها بخشی از ویژگی های فتنه بود. فتنه ای که حق و باطل را مشتبه می سازد، دل های استوار را دچار لغزش کرده و وحدت را در جامعه مختل می کند و می تواند ده ها و صدها ویژگی مخرب با خود همراه داشته باشد.

در این میان آمادگی افراد در مواجهه و مقابله با فتنه و تکلیف و وظایف عملی آن ها در قبال رفع فتنه بسیار مهم است. داشتن بینش و بصیرت کافی و ده ها مورد دیگری که قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و امامین انقلاب بدان اشاره نموده اند لوازمی برای مواجهه با فتن زمان است که در صورت فقدان لوازم، عاقبت امر حتی بر دل های استوار نامعلوم خواهد بود. 

مسئله دیگری که در فتنه بسیار مهم است ، انجام تکالیف و وظایف در ایام فتنه است. حرکت برای روشنگری و تبیین حق و باطل یکی از کارهایی است که برای نجات جامعه و افرادش از فتن زمان لازم است. به عنوان مثال می توان به نقش بی بدیل حضرت عمار در جنگ صفین اشاره کرد.

در جنگ صفین که جنگ با کفار نبود و با کسانی بود که اهل اسلام و قرآن هم بودند، امر بر عده ای مشتبه شده بود و شرایط خاصی پیش آمده بود که در آنجا حضرت عمار ننشستند و بلکه جهاد تبیین را راه انداختند. سخنرانی های مختلفی انجام دادند و حق و باطل را تبیین کردند.

عده ای با اشاره به حکمت اول نهج البلاغه استدلال می کنند که در نباید حرکت خاصی انجام داد و بلکه باید سکوت کرد . این نوع برداشت از حدیث کاملا غلط و خلاف واقع است که به  اصل حدیث و شرح صحیح آن توسط مقام معظم رهبری در ذیل اشاره خواهد شد :

 

کنار کشیدن در زمان فتنه نوعی کمک به فتنه
این را هم عرض بکنیم؛ بعضی‌‌ها در فضای فتنه، این جمله‌‌ی (کن فی الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب: در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش; نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند) را بد میفهمند و خیال میکنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که: «بکش کنار». این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.

در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم که جناب عمار یاسر دائم - آثار صفین را نگاه کنید - مشغول سخنرانی است؛ این طرف لشکر، آن طرف لشکر، با گروه‌‌های مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ی عظیمی بود؛ یک عده‌‌ای مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگری بود؛ این طرف میرفت، آن طرف میرفت، برای گروه‌‌های مختلف سخنرانی میکرد - که اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌ای که «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین - یعنی قبول هم داشتند که امیرالمؤمنین است - انّا قد شککنا فی هذا القتال»؛(۲) ما شک کردیم. ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم! خوب، این کنار کشیدن، خودش همان ضرعی است که یُحلب؛ همان ظهری است که یُرکب! گاهی سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستی روشنگری کنند؛ همه بایستی بصیرت داشته باشند. امیدواریم ان‌‌شاءاللَّه خدای متعال ما را و شما را به آنچه میگوئیم، به آنچه نیت داریم، عامل کند؛ موفق کند.(۱۳۸۸/۰۷/۰۲)

افزودن نظر

captcha