یادداشت میهمان- محمود فروزبخش:
درباره سخنان آقای مهدی فقیه امامی
جمعه 24 مرداد 1399, 18:54

 

 

یادداشت میهمان- محمود فروزبخش: جان ما فدای حقیقت عاشورا. این سخنی است که من و آقای فقیه امامی بر آن مشترکیم و اصلا درس عاشورا گذشتن از جان است. آن چه موجب اختلاف بینشی است تلقی از حقیقت عاشوراست. یکی از تجلی های حقیقت عاشورا، شعائر است مانند عزاداری، روضه و حرم. حقیقت عاشورا تجلیات های دیگری هم دارد مثلا سیاست.
شاید اختلاف از همین جا شروع شود که در نزد عده ای سیاست واژه ای پلید است و دستگاه برآمده از حقیقت عاشورا نسبتی با آن ندارد و برای عده ای سیاست اولویتی در اسلام است که اصلا خود حرکت سیدالشهدا هم در نسبت با آن قابل تعریف است.
فهم برخی از مردم جامعه از حقیقت عاشورا، همان عزاداری است و دستگاه امام حسین را محدود به همین ظواهر و آداب می دانند. به نظر می آید آقای فقیه امامی تمایل دارد خود را نماینده و سخنگوی این گروه بداند. اشکالی هم ندارد. مواجهه با حقیقت عاشور دارای مراتب است و اگر کسی بتواند به خوبی عهده دار جماعتی بشود بهتر از آن است که آن جماعت رها باشند یا خود را داخل معادلات ندانند.
فهم برخی از مردم جامعه از حقیقت عاشورا، ابعاد سیاسی دارد البته این دسته از مردم لزوما از خواص نیستند بلکه در دفاع مقدس دیدیم که افراد کم سن و سال، بدون تحصیلات و امثالهم به جبهه می شتافتند و صدام را یزید زمان خود می دیدند. پس فهم سیاسی از عاشورا اتفاقا چندان هم نیازمند مطالعات خاصی نیست و همه مردم می توانند این مهم را وجدانا دریابند.
ماجرای شهادت در سوریه هم چنین داستانی داشت. عده ای جلوگیری از خراب شدن ساختمان حرم حضرت زینب سلام الله علیها را در نزد خود برجسته می دیدند و به میدان شتافتند و عده ای جنگ جهانی به پا شده جبهه استکبار علیه محور مقاومت اسلامی را دیدند و این صحنه را امتداد عاشورا دریافتند. هر دو البته عزیز هستند و یکدیگر را کامل می کنند هر چند بعید می دانم به خاطر یک ساختمان، یک کشور حاضر بشود این همه در یک منطقه حضور نظامی داشته باشد و مقصود شهدای مدافع حرم فهمی جامع از سیاست و نظام بین الملل بوده است. حفاظت از حرم بی بی زینب هم پیامد این جهاد بوده و نه هدف اول و آخر آن و این دقیقا چیزی است که به نظر ما ارزش فداکردن جان را دارد زیرا این پیکار و مقابله ذاتا در امتداد عاشوراست.
پس سیاست می تواند گونه ای از تجلی عاشورا باشد و این سیاست در نزد ما کلمه حقیری نیست بلکه نوعی ارتقا دادن به فهم ما از عاشوراست.  اگر سیاست را به معنای اداره بدانیم، حفظ نظم اجتماعی هم اهمیت می یابد و گاهی برقراری ارکان اجتماعی همان رسالت عاشورایی است. این دقیقا چیزی است که نسبت ما با عزاداری های امسال را تعیین می کند. من در این جایگاه در مقام حکم دهی نیستم که مثلا بگویم عزاداری باشد یا نباشد. به نظرم خود حکومت اسلامی و اجتماع مومنان این مسئله را جلو می برند. من در این فرصت می خواهم از یک اختلاف بنیادین در فهم تشیع سخن بگویم که سابقه ای طولانی هم دارد.
این که عده ای بخواهند خود را پرجمدار اسلام خالص بدانند به آن معنا که ما امام حسین را برای خود امام حسین می خواهیم و عده ای دیگر که همسو با قرائت رسمی جمهوری اسلامی هستند امام حسین را برای سیاست می خواهند و ناخالص هستند، نوعی زرنگی است زیرا از تمامی سخنان و مواضع خود آنان نیز می توان برداشت سیاسی کرد و اساسا آقای فقیه امامی از تاثیرش در شبکه ماهواره ای سلام گرفته تا به امروز، فارغ از سیاست نبوده است.
تمام حرف ما آن است که بیاییم نگاه منطقی تر و عمیق تر به سیاست داشته باشیم تا دریابیم شعائر حسینی از عزاداری ها گرفته تا حرم ها، همگی باید در فهمی سیاسی اجتماعی از حقیقت عاشورا جایگاه خود را پیدا کنند.

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.